مرتضى راوندى

507

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سالگى در حفاظ منبر و محراب و مجلس درس و كنج رياضت و تفكر مىزيسته است ؛ او خود در كتاب فيه‌مافيه مىگويد : « من از كجا ، شعر از كجا ، و الله من از شعر بيزارم . . . » اما از شرح‌حال او پيداست كه چون اصحاب را شعر خوش‌آيند بود و سخنان حكمت و عرفان درين پيرايه خوشتر مىنمود و ملتمس ياران چنين بود و طوفانهاى روحى او با دست فرشته شعر آرام مىشده ، به سرودن غزل و نظم مثنوى پرداخته است . « خون چو مىجوشد ، منش از شعر رنگى مىزنم » . اما هرگز به سوداى اين نبوده كه در بازار سخن ، كالاهاى مرغوبى عرضه كند . . . از كلمات شكسته بسته و جمله‌هاى ناتمام پيداست كه كلمات ، تاب آن معانى را كه در خاطر او مىگذشته نداشته . . . پيوسته فغان دارد كه دريافتها و احساس خود را نمىتواند به سلسله سخن دركشد و واگو كند . . . شرابخانه عالم شده است سينه ما * هزار رحمت بر سينهء جوانمردم مولانا در افكار و سخنان خود زندگى مىكرده است و موضوع سخن را از زندگى واقعى توده‌ها گرفته و شكل واقعى انسانها را نقاشى نموده است . . . همه زواياى زندگى را از عادات و رسوم و عواطف اقوام و تيره‌ها و اصناف به روشنى توضيح داده و آن را براى منظور خود به خدمت گرفته است . » « 1 » در اشعار مولوى ، گاهى طنين اعتراض نسبت به نظام ظالمانه فئوداليسم و مظالم و بيدادگريهاى اشراف ، و روحانيون قشرى و رياكار و معتقدات نحيف و كودكانهء مردم ناآگاه و بىخبر ، به چشم مىخورد . نيكلسون ، محقق انگليسى دربارهء مثنوى چنين داورى مىكند : « مثنوى كه گاهى به آن قرآن پهلوى يا قرآن پارسى نيز گفته‌اند ، متعلق به دوران اخير عمر جلال الدين است و آن را به خواهش شاگرد محبوب خود حسام الدّين چلبى آغاز كرده است و حسام الدين كار تحرير آن را برعهده داشته است ؛ شش دفتر با فاصله تنظيم شده و اين كار از آغاز تا انجام تقريبا 11 سال به طول انجاميده است ، در قديمترين نسخه خطى ، تعداد اشعار او 26 هزار بيت كمتر است . . . هرچند مثنوى داراى نقشهء جامعى نيست ، ليكن مطالبى كه در هر دفتر بيان شده است ، كاملا به هم مرتبط مىباشد . . . مثنوى كتابيست پر از حكايتهاى فراوان ، هيچكس نمىتواند ادعا كند كه شاعر ، جنبهء ابداع نداشته . . . قسمت مهم مطالب آن ، از قرآن و تفسيرهاى آن و احاديث پيغمبر ( ص ) و بزرگان دين و كليله و

--> ( 1 ) . دكتر اسد إله مبشرى ، جنگ مثنوى ، از ص 45 به بعد .